ابزار رایگان وبلاگ

اسلام - ....اوج بندگی....✿ نماز ✿ Online Userنماز رمز موفقیت
@@@@ چاپ این صفحه
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
منوی اصلی
وصیت شهدا
وصیت شهدا
گالری تصاویر

اسلایدشو

مراجع تقلید






ارتباط آنلاین
پاسخگوی مسائل شرعی و اعتقادی بصورت آنلاین از دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
دوستان
ویرایش
پیوندها
حمایت از ما
لطفا برای حمایت از ما کلیک کنید (ضرر نمی کنید) 

Top Blog
مسابقه وبلاگ برتر ماه

آمار و اطلاعات

بازدید امروز : 11
بازدید دیروز : 87
کل بازدید : 339069
تعداد کل یاد داشت ها : 158
آخرین بازدید : 100/2/16    ساعت : 1:25 ص
ارتباط با ما
شما برای ارتباط با مدیر میتوانید از دو روش استفاده کنید 1:از طریق ایمیل که باید همین تصویر زیر را انتخاب کنید تماس با ما


2:از طریق گفتگوی آنلاین(چت کردن)
دیگر صفحات ما



جستجو
درباره ی ما



ادعای عشق به خدا ،از کسی که سجاده دلتنگ حضور اوست ؛ پذیرفتنی نیست ... نماز نجوای عاشقانه با محبوب است ... نماز پرواز از قفس روزمرگی هاست در فضای ملکوت ... دلم پرواز می خواهد ...عزیزان،عاشقان خدا با انتقادات و پیشنهادات سازنده ی خود ما را در جهت ارتقا سطح کیفی وبلاگ یاری کنید. و من الله التوفیق
نظر سنجی
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
منتخب
ویرایش
لوگوی ما
آپلود سنتر
فایل های خود را از اینجا آپلود کنید
ساعت و اوقات شرعی
ساعت فلش مذهبی اوقات شرعی

موضوعات
نماز ، بهترین ماه ها ، رمز موفقیت ، حکمت نماز ، اسلام ، الگوی نماز ، حضرت آیت الله بهجت ، آیت الله بهجت ، آیت الله مکارم شیرازی ، رهنمود های آیت الله بهجت ، سفیانی کیست؟ ، شب زنده داری ، شب قدر ، شرایط توبه ، شناخت دین ، شهادت حضرت فاطمه(س) ، عید ، عید نوروز ، فلسفه ، فلسفه نماز ، فلسفه ی نماز ، کتاب پیوند جوان با نماز ، کیفیت نماز شب ، مشخصات سفیانی چیست؟ ، مظلومیت اسلام ، مفاتیح الحیات ، موعظه ، نقش نماز در مقابله با جنگ نرم ، نماز ائمه ، نماز پیامبر ، نماز پیامبر و ائمه ، نماز شب ، نماز عامل باز دارنده ی گناهان ، ورزش ، ولادت ، ولادت بانوی دو عالم ، ولادت حضرت فاطمه(س) ، کتابی با ارزش ، اسرار نماز ، اسرار نماز از زبان آیت الله بهجت ، آیت الله خامنه ای ، آثار نماز ، آخرالزمان ، آداب عید ، آداب عید نوروز ، آیا سفیانی با دجال تفاوتی دارد؟ ، آیات و روایات ، پاسخ به شبهات ، پیوند جوان با نماز ، پیوند نماز ، پیوند نماز با ورزش ، تحمت به اسلام ، تفسیر نمونه ، توبه ، جایگاه حضرت فاطمه(س) ، حجاب ، حضرت داوود ، حضرت سلیمان ، حضرت علی ، حضرت فاطمه ، حضرت فاطمه ی زهرا(س) ، حضور قلب در نماز ، الهی العفو ، امام علی(ع) ، اهمیت نماز از نظر آیات و روایات ، باز دارنه ی گناه ، برکات نماز ، حکمت نماز ، خرید کتاب ، داستان های قرآنی ، دانلود ، دانلود کتاب ، دجال ، دعای ندبه ، دین آسمانی ، دین بشر دوستی ، دین خدا ، دین عدالت ، دین محبت ، راز و نیاز ، راهکارهای حضور قلب در نماز ،

آثار و برکات نماز

با نگاهی به آیات و روایات، درمی یابیم که برای نماز، آثار و برکات زیادی وجود دارد و ما در اینجا، برخی از آنها را مورد توجه قرار می دهیم؛ توجهی که باعث می شود در عده ای روحیه قدرشناسی نسبت به نماز پدید آید و برای عده ای، نقطه آغازی خواهد بود برای دست یافتن به این آثار. آثار فردی، خانوادگی و اجتماعی نماز 1،بازدارندگی از گناه:قرآن کریم می فرماید:"نماز را بپا دار، همانا نماز از فحشا و منکر، نهی می کند." (عنکبوت/45). منظور از "فحشا" اشاره به گناهان بزرگ پنهانی و "منکر" گناهان بزرگ آشکار است یا این که فحشا، گناهانی است که بر اثر غلبه قوای شهویه و منکر، بر اثر غلبه قوه غضبیه صورت می گیرد. انسانی که به نماز می ایستد، تکبیر می گوید، خدا را از همه چیز برتر می شمرد، به یاد نعمتهای او می افتد، حمد و سپاس او می گوید، به یاد روز جزا می افتد، به بندگی او اعتراف می کند، از او یاری می جوید، صراط مستقیم را از او می طلبد و از راه کسانی که بر آنها غضب شده و گمراهان، به خدا پناه می برد. بدون شک، در قلب و روح چنین انسانی، جنبشی به سوی حق و حرکتی به سوی پاکی و جهشی به سوی تقوا پیدا می شود... از این گذشته، وقتی فرد مقدمات نماز را به جای می آورد، خود را شستشو داده و پاک می کند، حرام و غصب را از خود دور می سازد و به بارگاه دوست می رود. همه این امور، تأثیر بازدارنده در برابر خط فحشا و منکرات دارد. اما، هر نمازی به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار است، اثرگذار است. به عبارتی، نهی از فحشا و منکر، سلسله مراتب و درجاتی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط، دارای بعضی از این درجات است... پیامبر اکرم (ص) در حدیثی فرمودند:"کسی که نمازش او را از فحشا و منکر باز ندارد، هیچ بهره ای از نماز حاصل نکرده است." همچنین، فرمودند:"کسی که از فرمان نماز اطاعت نکند، نمازش نماز نیست و اطاعت نماز آن است که نهی آن را از فحشا و منکر به کار بندد." و در حدیث دیگری چنین آمده:"جوانی از انصار، نماز را با پیامبر ادا می کرد و با این حال، آلوده گناهان زشتی بود؛ این ماجرا را به پیامبر عرضه داشتند. فرمود:سرانجام، روزی نمازش او را از این اعمال باز می دارد." بازدارندگی نماز از فحشا و منکر به قدری اهمیت دارد که در بعضی روایات اسلامی به عنوان معیار سنجش نماز مقبول و غیر مقبول از آن یاد شده است، چنان که امام صادق(ع) می فرمایند:"کسی که دوست دارد بداند خدا نمازش را قبول کرده یا نه، باید ببیند آیا این نماز، او را از زشتی ها باز داشته یا نه. به همان مقدار که باز داشته، نمازش قبول است....(1) که البته قبول نماز در پیشگاه خدا، با انجام تکلیف متفاوت است، بدین معنا که کسی که نماز می خواند، به تکلیف عمل کرده اما شاید نماز واقعی نباشد. " 2،یاد خدا:قرآن کریم می فرماید:"و لذکرا... اکبر". ظاهر این جمله می خواهد فلسفه مهمتری را بیان کند و آن، این است که نماز، انسان را به یاد خدا می اندازد که ریشه هر خیر و سعادتی است و حتی عامل اصلی نهی از فحشا و منکر نیز همین "ذکرا..." می باشد؛ در واقع برتری آن به خاطر این است که علت و ریشه به حساب می آید. اصولاً یاد خدا مایه حیات قلبها و آرامش دلهاست و چیزی به پایه آن نمی رسد که "الا بذکرا... تطمئن القلوب" و اصولاً روح همه عبادتها ذکر خداست. اقوال نماز، افعال، مقدمات و تعقیبات نماز، در واقع یاد خدا را در دل انسان زنده می کند. و در سوره "طه" آیه 14، به این فلسفه اساسی اشاره شده است که:"ای موسی. نماز را برپادار تا به یاد من باشی...." بنابراین، دقت در متون آیات و روایات اسلامی، ما را به نکات بیشتری رهنمون می سازد، از جمله این که روح و اساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالاخره فلسفه نماز، همان یاد خداست؛ همان ذکرا... است که در آیه فوق به عنوان برترین نتیجه بیان شده است. 
البته، ذکری که مقدمه فکر و فکری که انگیزه عمل بوده باشد، چنان که در حدیثی از امام صادق(ع) آمده که در تفسیر جمله "ولذکرا... اکبر" فرمودند:"منظور، یاد خدا کردن به هنگام انجام حلال و حرام است." (یعنی به یاد خدا بیفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد.(2)) اگر ذکر خدا موجب محبوبیت می شود و باعث برائت از آتش و نفاق می گردد(3) و اگر در پرتو ذکر خدا، چشمهای بسته گشوده شده و گوشهای سنگین می شنوند(4) و اگر ذکر خدا نور دلها بوده و قلب را زنده می کند و عقل را نورانی می نماید(5) و به انسان، شرح صدر می دهد(6) و در نهایت، موجب رستگاری انسان می شود(7) همه این آثار برای نماز که بزرگ ترین ذکر خداست وجود دارد. بنابراین، برپا داشتن نماز، خدا را به یاد آورده و خدا را در انسان، پاینده می سازد(8) و در سایه نماز، ذکر خدا اقامه می شود؛ همچنان که برای اقامه ذکرا... 
است.(9) و به تحقیق، هر کس تزکیه کند و نام پروردگارش را ذکر نماید و نماز بخواند، 
رستگار می شود. (اعلی/14و15) 

پی نوشتها

1و2،تفسیر نمونه، ج16، ص284 تا293. 
3،وسایل الشیعه، ج4، ص1181، باب 5 از ابواب الذکر. 
4،بحارالانوار، ج69، ص325. 
5و6،منتخب غررالحکم، ص23و19. 
7،واذکروا ا... ذکراً کثیراً لعلکم تفلحون، انفال/45. 
8،طه/14. 
9،الصلاة فی الکتاب والسنة، ری شهری، ص17.






برچسب ها : اسلام  , نماز  , رمز موفقیت  , آثار نماز  , برکات نماز  ,


      

اهمیت نماز از نظر آیات و روایات

خداوند در قرآن می فرماید:«یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا»: ای کسانی که ایمان آورده اید ! خدا را بسیار یاد کنید . و صبح و شام او را نیایش کنید (سوره احزاب ، آیات 41 و . 42). در مورد نماز پیغمبر اکرم فرمود و یا ائمه اطهار فرمودند ( چون هم در کلمات رسول اکرم هست و هم در کلمات ائمه ) « الصلوة عمود الدین » (وسائل ، ج‏3 ، ص 23 ، ح . 13)نماز عمود خیمه دین است یعنی اگر دین را به منزله یک خیمه بر پا شده‏ای بدانیم که هم چادر دارد و هم طناب و هم حلقه و هم میخی‏ که بزمین کوبیده‏اند و هم عمودی که آن خیمه را بر پانگاه داشته است ، نماز به منزله عمود این خیمه بر پا شده است . و مخصوصا در حدیث نبوی که‏ رسول اکرم بیان فرموده است ، همین مطلب به همین شکل توضیح داده شده است.

 

درباره نماز وارد شده است : « ان قبلت قبل‏ ما سواها و ان ردت رد ما سواها » (وسائل ، ج‏3 ، ص 22 ، ح 1 ): یعنی شرط قبولی و پذیرش سایر اعمال‏ انسان قبولی نماز است . به این معنی که اگر انسان کارهای خیری انجام‏ بدهد و نماز نخواند و یا نماز بخواند اما نماز نادرست و غیر مقبولی که‏ رد بشود ، سایر کارهای خیر اوهم رد می‏شود . شرط قبولی سایرکارهای خیر انسان قبول شدن نماز اوست . در حدیث دیگر است که : « الصلوة قربان کل تقی » (نهج البلاغه ، حکمت 131 ، ص . 1152 ) ، نماز مایه‏ تقرب هر انسان پرهیز کار است . باز در حدیث دیگر است که شیطان همیشه‏ از مؤمن ناراحت و گریزان است ، مادامی که مراقب و محافظ نمازش هست و امثال اینها که ما در اخبار و احادیث زیاد داریم و حتی از خود قرآن مجید می‏توان این مطلب را یعنی اهمیت فوق العاده نماز را استنباط کرد. نماز، جزء برنامه انبیاء بوده است . حضرت عیسی (ع) در گهواره می گوید: خداوند مرا تا زنده هستم به نماز و زکات سفارش کرده است : «وأوصنی بالصلوة والزکوة ما دمت حیّا» (مریم ، 31) امام حسین (ع)، حتی ظهر روز عاشورا در میدان مبارزه و در برابر تیرهای دشمن هم نماز را رها نکرد.


حضرت ابراهیم (ع) ، همسر وکودک خویش را در بیابان های داغ مکّه ، که آن هنگام هیچ آب و گیاهی نداشت ، مسکن داد و گفت : خدایا، تا نماز به پا دارند: «اّنی أسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم ربنا لیقیموا الصلوة» (ابراهیم ، 37) پیشوایان معصوم ما، هنگام نماز، رنگ خود را می باختند و می فرمودند: وقت ادای امانت الهی وحضور در پیشگاه الهی است . (بحار الانوار ، ج 81) گرچه بعضی نماز را به طمع بهشت یا ترس از عذاب جهنم می خوانند، امّا امیرالمومنین (ع) نماز را نه برای تجارت یا سپری از آتش ، بلکه بخاطر شایستگی خدا برای عبادت ، انجام می دهد. (نهج البلاغه ، حکمت ،237) برای اهتمام به این برنامه سازنده ، اسلام به پدران و مادران سفارش کرده که اطفال خود را قبل از بلوغ، مثلا از سن ّ هشت سالگی به هر نحو که می توانند وادار به نماز کنند و گاهی هم بخاطر بی اعتنایی شان ، از خود خشونت نشان دهند. (وسائل اشیعه ، ج 3 ، ص 13) آنکه اهل نماز است ، با مبداء هستی مرتبط است . مثل خلبانی که با اتاق فرمان ارتباط دارد. نماز، سبب آمرزش گناهان و زدودن آثار لغزش هاست .

 

قرآن ، پس از دستور به نماز، می فرماید:«اّن الحسنت یذهبن السیئات » (هود ، 114) نیکی ها، بدی ها را از بین می برد. خداوند در سوره ی نور می فرماید:« وَ اقیمُواالصَّلاةَ وَ اتواالزَّکاة وَ اَطیعُواالرَّسوُلَ لعَلکُمْ ترْحَمُونَ» (نور/ 56) " و نماز را بر پا دارید و زکات بدهید و رسول را اطاعت کنید تا مشمول رحمت شوید."خداوند در این آیه اولین شرط برای داخل شدن در رحمت را برپایی نماز برمی شمارد.در آیه دیگر خداوند به همراهی خدا با نمازگزاران اشاره می کند و می فرماید:«"وَ لقَدَ اَخذاللهُ میثاقَ بَنی اِسْرائیلَ وَ بَعَثنا مِنهُمْ اثنیْ عَشَرَ نقیباً وَ قالَ اللهُ اِنّی مَعَکُمْ لَئِنْ اَقَمتمُ الصَّلاةَ. (مائده / 12) " و خدا از بنی اسرائیل پیمان گرفت و از آنها دوازده رهبر و سرپرست برانگیختیم و خداوند گفت من با شما هستم اگر نماز را بر پا دارید… . در این آیه حمایت و همراهی خدا از بنی اسرائیل را مشروط به شروطی می کند که اولین آنها بر پاداشتن نماز است. یعنی تا وقتی که نماز را برپا دارند مشمول حمایت خداوند می شوند و ترک نماز، ترک هدایت خداوند را در پی دارد.


این معنا می تواند شامل تمام نمازگزاران و تارکان نماز نیز باشد.در جای دیگر خداوند در مورد اهمیت نماز می فرماید:« وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالاَخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلى صلاتهِمْ یحَافِظونَ(انعام ، 92) : آنها که به آخرت ایمان دارند به آن ایمان مى آورند و مراقب نمازهاى خویش مى باشند .دراین آیه از میان تمام دستورات دینى تنها اشاره به نماز شده است و همانطور که مى دانیم نماز مظهر پیوند با خدا و ارتباط با او است و به همین دلیل از همه عبادات برتر و بالاتر است ، و به عقیده بعضى هنگام نزول این آیات تنها فریضه اسلامى همین نماز بود .در جای دیگر درباره اهمیت نماز شب بیان می کند که« تَتَجَافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِع یَدْعُونَ رَبهُمْ خَوْفاً وَ طمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْنَهُمْ یُنفِقُونَ(سجده ،16)»: پهلوهایشان از بسترها در دل شب دور مى شود ( بپا مى خیزند و رو به درگاه خدا مى آورند ) پروردگار خود را با بیم و امید مى خوانند ، و از آنچه به آنها روزى داده ایم انفاق مى کنند . جمله تتجافى جنوبهم عن المضاجع اشاره است به مساله نماز شب .

 

در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم : «ما من حسنة الا و لها ثواب مبین فى القرآن ، الا صلوة اللیل ، فان الله عز اسمه لم یبین ثوابها لعظم خطرها ، قال : فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعین »: هیچ عمل نیکى نیست مگر اینکه ثواب روشنى در قرآن براى آن بیان شده ، مگر نماز شب که خداوند بزرگ ثواب آن را روشن نساخته به خاطر اهمیت آن ، لذا فرموده است : هیچکس نمى داند چه ثوابهائى که مایه روشنائى چشمان است براى آنها نهفته شده است . 

 

در روایتى از امام باقر (علیه السلام) چنین مى خوانیم که به یکى از یارانش فرمود : «الا اخبرک بالاسلام اصله و فرعه و ذروة سنامه» : آیا ریشه و شاخه و بلندترین قله اسلام را به تو معرفى کنم ؟ .راوى عرض کرد بفرمائید : فدایت شوم . فرمود :« اما اصله الصلوة ، و فرعه الزکاة ، و ذروة سنامه الجهاد»: ریشه اش نماز است و شاخه اش زکات ، و قله مرتفع آن جهاد است . سپس افزود : اگر بخواهى تمام ابواب خیر را به تو معرفى کنم . راوى مى گوید : بفرمائید فدایت شوم . امام فرمود :« الصوم جنة ، و الصدقة تذهب بالخطیئة ، و قیام الرجل فى جوف اللیل بذکر الله ، ثم قرأ تتجافى جنوبهم عن المضاجع» : روزه سپرى است در مقابل آتش و صدقه محو کننده گناه است ، و بر خاستن انسان در دل شب او را به یاد خدا مى اندازد ، سپس آیه تتجافى جنوبهم عن المضاجع را تلاوت فرمود . در تفسیر مجمع البیان از معاذ بن جبل چنین نقل شده که در غزوه تبوک در خدمت رسولخدا (صلى الله علیه وآله وسلّم) بودم ، گرما همه را سخت ناراحت کرده بود و هر کس به گوشه اى پناه مى برد ، ناگهان دیدم که پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلّم) از همه به من نزدیکتر است ، خدمتش رفتم عرض کردم : اى رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلّم) ! عملى به من بیاموز که مرا وارد بهشت کند ، و از آتش دوزخ دور سازد .


فرمود : سؤال بزرگى کردى ، اما پاسخ آن براى کسى که خدا بر او آسان کرده است مشکل نیست سپس افزود : «تعبد الله و لا تشرک به شیئا و تقیم الصلوة المکتوبة و تؤدى الزکوة المفروضة و تصوم شهر رمضان »: خدا را پرستش کن و چیزى را شریک او قرار نده نمازهاى واجب را انجام ده و زکات واجب - حق مستمندان - را اداء کن و ماه رمضان را روزه بگیر . بعد فرمود : و اگر بخواهى از ابواب خیرات به تو خبر مى دهم عرض کردم اى پیامبر بفرمائید فرمود :« الصوم جنة من النار و الصدقه تکفر الخطیئه و قیام الرجل فى جوف اللیل یبتغى وجه الله ثم قرأ هذه الایه تتجافى جنوبهم عن المضاجع »: روزه سپرى است در برابر آتش و انفاق در راه خدا کفاره گناهان است ، و قیام انسان در دل شب براى خشنودى خدا .


سپس آیه تتجافى جنوبهم را قرائت فرمود . خداوند در جای دیگر می فرماید:«فَإِذَا قَضیْتُمُ الصلَوةَ فَاذْکرُوا اللَّهَ قِیَماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِکمْ فَإِذَا اطمَأْنَنتُمْ فَأَقِیمُوا الصلَوةَ إِنَّ الصلَوةَ کانَت عَلى الْمُؤْمِنِینَ کِتَباً مَّوْقُوتاً(نساء،103) و هنگامى که نماز(نماز خوف) را به پایان رسانیدید خدا را یاد کنید در حال ایستادن و نشستن و به هنگامى که به پهلو خوابیده اید ، و هر گاه آرامش یافتید، نماز را ( به صورت معمول ) انجام دهید ، زیرا نماز وظیفه ثابت و معینى براى مؤمنان است . منظور از یاد خدا در حال قیام و قعود و بر پهلو خوابیدن ، ممکن است همان حالات استراحت در فاصله هائى که در میدان جنگ واقع مى شود باشد و نیز ممکن است به معنى حالات مختلف جنگى که سربازان گاهى در حال ایستادن و زمانى نشستن و زمانى به پهلو خوابیدن ، سلاحهاى مختلف جنگى از جمله وسیله تیراندازى را بکار مى برند ، بوده باشد . آیه فوق در حقیقت اشاره به یک دستور مهم اسلامى است ، که معنى نماز خواندن در اوقات معین این نیست که در سایر حالات انسان از خدا غافل بماند بلکه ، نماز یک دستور انضباطى است که روح توجه به پروردگار را در انسان زنده مى کند و میتواند در فواصل نمازها خدا را به خاطر داشته باشد خواه در میدان جنگ باشد و خواه در غیر میدان جنگ .

 





برچسب ها : اسلام  , حکمت نماز  , نماز  , اهمیت نماز از نظر آیات و روایات  , آیات و روایات  , رمز موفقیت  ,


      

 

 

نماز پیامبر و ائمه

نماز پیامبر و ائمه

 1- عایشه همسر پیامبر(ص) می گوید: پیامبر با ما در سخن بود و ما نیز با وی ولی همین که وقت نماز فرا می­رسید گویا ما را نمی­شناخت و ما نیز او را نمی­شناختیم، شبی حضرت از رختخواب برخاست و مشغول مناجات شد. تا نزدیک صبح،عبادت کرد و پس از آن گریه­های سختی سرداد. به حضرت عرض کردم: چرا خودت را به زحمت می­افکنی در حالیکه خداوند، گناهان گذشته و آینده تو را بخشیده است؟ حضرت فرمود به پاس این همه نعمت، بنده شکر گزاری نباشم.[1]

2-     پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله هنگامی که به نماز می ایستاد، چهره مبارکش از خوف خدا برافروخته می شد و بدن مبارکش هم چون جامه ای که در معرض باد است، تکان می خورد.[2]

3- حضرت علی علیه السلام به هنگام نماز، رنگ و رخسارش تغییر کرد و بدن مبارکش به لرزه می افتاد و می فرمود: وقت ادای امانتی است که خداوند آنرا به آسمانها و زمین و کوهها عرضه نموده ولی آنها از قبول آن خودداری کردند و انسان آن را قبول کرد و حال آن که من ضعیف هستم و نمی­دانم خوب می­توان آن امانت را ادا کنم یا خیر.»[3]

4- علی علیه السلام هنگام وضو گرفتن، لرزش خفیفی وجود مبارکش را فرا می گرفت و چون در محراب عبادت می­ایستاد، رعشه بر اندامش می­افتاد و از خوف عظمت الهی، اشک چشمانش بر محاسنش جاری می شد. سجده های حضرت طولانی بود و سجده گاهش از اشک چشم، مرطوب.

5- حضرت فاطمه سلام الله علیها هنگامی که به عبادت می­ایستاد، بدنش از ترس مقام خداوند می­لرزید و با تمام وجود به عبادت روی می­آورد و موجب فخر خداوند بر فرشتگان بود، نقل است که حضرت از خوف خداوند در نماز نفس نفس می­زد.[4]

6- ابوحمزه ثمالی می­گوید: امام سجاد علیه السلام مشغول نماز بود، در حین نماز ردای آن حضرت از شانه­اش افتاد اما ایشان آنرا مرتب نکرد، بعد از نماز از ایشان پرسیدم که چرا نسبت به افتادن ردایتان بی توجه بودید؟

 حضرت فرمودند: «آیا می­دانی در محضر که بودم؟ همانا از بنده، نمازی قبول نشود مگر آنچه در آن توجه کامل به خدا داشته باشد. گفتم: «در اینصورت ما هلاک شده­ایم (نمازهایمان باطل است)؟!» حضرت فرمود: «خداوند، نقصان نمازهایتان را با نافله جبران می­کند.»[5]

7- امام سجاد علیه السلام همین که در نماز به جمله «مالک یوم الدین» می رسید، آن قدر تکرار می کرد که بیننده خیال می کرد ایشان در آستانه جان دادن قرار گرفته است، حضرت در سجده، غرق می شد.[6]

8- هرگاه امام حسین علیه السلام وضو می­گرفت، رنگ چهره اش تغییر می­کرد. به ایشان عرض کردند: «چرا چنین حالتی به شما دست می­دهد؟» حضرت فرمود:«سزاوار است بر آن کسی که می­خواهد بر خداوند وارد شود که حالش چنین باشد!»[7]

9- احمد بن عبد الله از پدرش نقل می­کند که بر فضل بن ربیع وارد شدم در حالیکه وی بر جایی بلند نشسته بود. همین که مرا دید، گفت: «درون این اتاق چه می­بینی؟» گفتم: «پیراهنی است در وسط اتاق» گفت: «خوب نگاه گن!» گفتم:« گویا مردی است که به سجده رفته ...» گفت: «آیا او را می­شناسی؟ او موسی بن جعفر، امام هفتم شیعیان است. من در روز و شب مراقب او هستم و در تمام اوقات، وی را چنین دیدم که پس از به جا آوردن نماز صبح، مشغول تسبیح می­شود تا آنکه خورشید طلوع نماید. سپس به سجده می­رود و در سجده می­ماند تا زوال خورشید. پس از نماز عشا، افطار می­کند و تجدید وضو می­نماید و به سجده می­رود. او تا سپیده صبح سرگرم عبادت است.[8]


10-  به عنوان حسن ختام، حدیثی از امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف درباره نماز نقل می­کنیم. ایشان می­فرمایند: «هیچ چیز مانند نماز، بینی شیطان را به خاک نمی­ساید. پس نماز بگذارید و بینی شیطان را به خاک بمالید!»[9]

 منابع

[1]بحار الانوار ج 81، ص 263

[2]همان ج ،84 ص 248

[3]همان ج 81،  ص 248

[4]همان ج 84، ص 285

[5]وسایل الشیعه ج 4، ص 688

[6]بحار الانوار ج 84، ص 247

[7]محجة البیضاء ج 1، ص 351

[8]مناقب ج 4، ص 318

[9]بحار الانوار ج 53 ص 182





برچسب ها : اسلام  , حکمت نماز  , نماز  , نماز پیامبر  , نماز ائمه  , نماز پیامبر و ائمه  , الگوی نماز  , رمز موفقیت  ,


      

 

مشخصات دین اسلام                                                    اسلام

اسلام نام دین خداست که یگانه است و همه پیامبران برای آن مبعوث شده‏ اند و به آن دعوت کرده اند صورت جامع و کامل دین خدا به وسیله خاتم‏ پیامبران حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم به مردم‏ ابلاغ شد و نبوت پایان یافت و امروز با همین نام در جهان شناخته می‏شود. تعالیم اسلامی که به وسیله خاتم انبیاء ابلاغ شد، به حکم اینکه صورت‏ کامل و جامع دین خداست و برای این است که برای همیشه راهبر بشر باشد، مشخصات و ممیزات خاص دارد که متناسب با دوره ختمیه است این مشخصات‏ در مجموع خود نمی‏توانست در دوره های قبل که دوره های کودکی بشر بود وجود داشته باشد هر یک از این مشخصات معیاری است برای شناخت اسلام با این‏ معیارها و مقیاسها که هر کدام یک " اصل " از اصول تعلیمات اسلامی است‏ می‏توان سیمایی و لو مبهم، از اسلام به دست آورد، و هم می‏توان با این معیارها تشخیص داد که فلان تعلیم از اسلام هست یا نیست‏.

ما مدعی نیستیم که بتوانیم همه معیارها را در اینجا گرد آوریم، ولی‏ سعی می‏کنیم حتی المکان صورت جامعی از آنها ارائه دهیم. می‏دانیم هر مکتب و ایدئولوژی و هر دستگاه اندیشه که طرحی برای نجات و رهایی و کمال و سعادت بشر ارائه می‏دهد، یک سلسله ارزشها عرضه می‏دارد و " باید " ها و " نباید " ها و " شاید " ها و " نشاید " ها در سطح‏ فرد یا جامعه می‏آورد که باید چنین بود، باید آنچنان شد، باید چنین یا چنان ساخت، باید فلان جهت را انتخاب کرد، باید به فلان سو رفت و فلان‏ هدف را تعقیب کرد، مثلا باید آزاد و آزاده زیست، باید شجاع و دلیر بود، باید مدام و پیوسته رفت، باید کامل شد، باید جامعه ای بر اساس‏ قسط و عدل ساخت، باید در جهت قرب به حق پیش رفت ولی این " باید " ها و " نباید " ها متکی بر فلسفه خاصی است که آنها را توجیه می‏نماید، یعنی اگر یک مکتب یک سلسله دستورها و فرمانها عرضه می‏دارد، ناچار متکی بر نوعی فلسفه و جهان بینی درباره هستی و جهان و جامعه و انسان است‏ که چون هستی چنین است و جامعه یا انسان چنان است، پس باید اینچنین و آنچنان بود. جهان بینی یعنی مجموعه ای از بینشها و تفسیرها و تحلیلها درباره جهان و جامعه و انسان که جهان چنین است و یا چنان است، اینچنین قانون دارد، آنچنان پیش می‏رود، فلان هدف را تعقیب می‏کند یا نمی‏کند، مبدا دارد یا ندارد، غایت دارد یا ندارد و امثال اینها، و یا انسان چنین سرشت و طبیعتی دارد، مثلا با فطرتی خاص آفریده شده یا نشده، مختار و آزاد است یا مجبور، یک واقعیت انتخاب‏ شده در طبیعت است و به تعبیر قرآن " اصطفا شده " و یا یک واقعیت‏ تصادفی، و یا جامعه مستقل از قوانین حاکم بر افراد قانون دارد یا ندارد، قوانین حاکم بر جامعه و تاریخ چه قوانینی است و امثال اینها.

 الله 

ایدئولوژی بر پایه جهان بینی استوار است اینکه چرا باید اینچنین یا آنچنان بود یا زیست یا رفت یا ساخت باشد، برای این است که جهان یا جامعه یا انسان چنین یا چنان است " چرای " هر ایدئولوژی در جهان‏ بینی‏ای که آن ایدئولوژی بر آن استوار است نهفته است و به اصطلاح، ایدئولوژی از نوع " حکمت عملی " است و جهان بینی از نوع " حکمت‏ نظری " هر نوع خاص از حکمت عملی مبتنی بر نوعی خاص از حکمت نظری‏ است، مثلا حکمت عملی سقراط بر اساس بینش خاصی است که سقراط از جهان‏ دارد که همان حکمت نظری اوست، و همچنین است رابطه حکمت عملی اپیکور و حکمت نظری او، و همچنین دیگران. پس چرا ایدئولوژیها مختلف و متفاوت است؟ چون جهان بینها مختلف‏ است ایدئولوژی تابعی است از جهان بینی. از طرف دیگر، جهان بینی که می‏توان آن را جهان شناسی نیز تعبیر کرد، چرا مختلف است؟ چرا یک مکتب جهان را اینچنین می‏بیند و دیگری آنچنان‏؟ یکی اینچنین می‏شناسد و دیگری آنچنان؟ پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست. برخی تا به اینجا می‏رسند فورا پای پایگاه اجتماعی و وضع طبقاتی را به میان می‏کشند، مدعی هستند موضع‏ طبقاتی و پایگاه طبقاتی به هر کس دید خاص می‏دهد و عینک خاص برای دیدن‏ جهان به چشمش می‏زند، رابطه انسان با جامعه اش با آنچه در جامعه تولید و توزیع می‏شود، با چگونگی‏ تولید و توزیع و در نتیجه برخورداری یا محرومیت خودش، عکس العمل ویژه‏ در روان و اعصاب او ایجاد می‏کند و به وضع درونی او شکل خاص می‏دهد، شکل‏ خاص وضع درونی و ذهنی او اندیشه و ارزیابی و قضاوت او را درباره اشیاء تحت تاثیر قرار می‏دهد. به قول مولوی:

چون تو برگردی و برگردد سرت *** خانه را گردنده بیند منظرت

ور تو در کشتی روی بریم روان *** ساحل یم را چو خودبینی دوان

گر تو باشی تنگدل از ملحمه *** تنگ بینی جو دنیا را همه

ور تو خوش باشی به کام دوستان *** این جهان بنمایدت چون بوستان

چون تو جزو عالمی پس ای مهین *** کل آن را همچو خودبینی یقین

هر که را افعال دام و دد بود *** بر کریمانش گمان بد بود

 حرم پیامبر اکرم(ص)

طبق این نظر کسی نمی‏تواند بینش خود را صحیح و بینش دیگری را غلط تلقی‏ کند، زیرا بینش، امری نسبی و محصول رابطه خاص هر فرد با محیط طبیعی و اجتماعی اوست و برای هر کس همان صحیح است که می‏بیند. ولی مطلب به این سادگی نیست در اینکه اندیشه انسان تا حدود زیادی‏ تحت تاثیر محیط قرار می‏گیرد، بحثی نیست، ولی اینکه انسان یک پایگاه‏ آزاد اندیشه دارد که می‏تواند از هر تاثیری خود را مستقل نگه دارد که از آن در زبان اسلام به " فطرت " تعبیر شده است قابل نفی و انکار نیست و در جای دیگر و فرصتی دیگر باید به تفصیل درباره آن سخن بگوییم. فرضا هم بخواهیم اصالت و استقلال انسان را و در حقیقت واقع بینی او را از او بگیریم، هنوز زود است که در این مرحله ( مرحله‏ جهان بینی و جهان شناسی ) انسان را محکوم کنیم.

آنچه برای فیلسوفان ودانشمندانی که از نزدیک در این مسائل مطالعه‏ دارند امروز مسلم است این است که ریشه چند گونگی جهان بینیها و جهان‏ شناسیها را در شناخت شناسیها، در آنچه که امروز نظریه معرفت و یا شناخت نامیده می‏شود، باید جستجو کرد*. همت فیلسوفان متوجه شناخت شناسی شده است تا آنجا که عده ای مدعی‏ شدند فلسفه، جهان شناسی نیست، شناخت شناسی است اینکه جهان شناسیها مختلف می‏شود، از آن است که نظریات درباره " شناختن " مختلف است‏ یکی می‏گوید جهان را از طریق عقل باید شناخت و دیگری می‏گوید از راه حواس‏ و سومی می‏گوید از راه تزکیه نفس و اشراق و الهام از نظر یکی مراحل‏ شناخت به گونه ای است و از نظر دیگری به گونه ای دیگر کاربرد عقل از نظر برخی محدود است و از نظر برخی نامحدود منابع شناخت چیست؟ معیار آن چیست؟ و امثال اینها. پس ایدئولوژی هر مکتب مبتنی است بر جهان بینی آن و جهان بینی آن‏ مبتنی است بر نظریه اش درباره معرفت و شناخت. مترقی بودن هر ایدئولوژی‏ بستگی دارد به مترقی بودن جهان بینی‏اش و مترقی بودن جهان بینی‏اش بستگی‏ دارد به مترقی بودن شناخت شناسی‏اش در حقیقت، حکمت عملی هر مکتب‏ وابسته است به حکمت نظری آن و حکمت نظری اش وابسته است به منطق آن مکتب.

پس هر مکتب در درجه اول باید منطق خود را مشخص نماید. اسلام، هر چند یک مکتب فلسفی نیست و با زبان و اصطلاح فلسفه و فلاسفه‏ با مردم سخن نگفته است، زبانی دارد مخصوص خودش که عموم طبقات به‏ فراخور فهم و استعداد خود از آن بهره می‏گیرند، ولی در لابلای مطالب خود درباره همه این مسائل سخن گفته است و این سخت حیرت آور است بطوریکه‏ می‏توان ایدئولوژی آن را به صورت یک دستگاه اندیشه عملی، و بینشهای‏ جهانی آن را به صورت یک حکمت نظری، و نظریاتش را در باب معرفت و شناخت شناسی به صورت اصول یک منطق عرضه داشت. در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم ( جلد اول ) مخصوصا مقاله‏ چهارم ( ارزش معلومات ) درباره این گونه مطالب به تفصیل بحث شده است‏ در رساله ای که در نظر است تحت عنوان " شناخت " منتشر شود مفصل تر بحث خواهد شد

 

منبع: وحی و نبوت، صفحه 101-96

طهور

 

 





برچسب ها : اسلام  , دین خدا  , شناخت دین  ,


      





Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...